مرتضى مطهرى
70
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
در كتاب فرضيههاى تكامل صفحه 9 فصلى را به عنوان « منشأ زندگى » اختصاص مىدهد و بعد از مقدمهاى مىگويد : « اكنون مىپردازيم به ذكر فرضيههايى كه قابل توجه بوده و زمانى مورد قبول مردم بودند » . بعد به ذكر چند فرضيه مىپردازد ، از قبيل اينكه زندهء اول از يكى از سيارات اتفاقا به زمين آمده ، و فرضيهء توليد خود به خود ، و فرضيهء موجودات آتشين ؛ ولى فرضيه اولى كه ذكر مىكند به آن نام « فرضيه خلقت » مىدهد و تلويحا مىخواهد بگويد : اگر جاندارها خود به خود يعنى از ماده بىجان توليد شده باشند پس خلقتى در كار نبوده ، و يا اگر مبدأ اصلى جاندارها از يكى از سيارات ديگر آمده است پس جانداران زمين مخلوق نيستند و تنها وقتى مىتوان گفت كه جانداران روى زمين مخلوق خداوند هستند كه هيچيك از امور مزبور واقع نشده باشد و ابتدا به ساكن و بلامقدمه جاندار پديد آمده باشد ! و اساساً خلقت در مغز كوچك نويسنده آن كتاب نمىتوانسته معنايى جز آن داشته باشد . نمونهء ديگر : آن طورى كه تاريخ علم زيست شناسى نشان مىدهد كوويه « 1 » دانشمند بزرگ زيست شناس اواخر قرن هجدهم و اوايل قرن نوزدهم كه نفوذ علمى عجيبى در ميان معاصرين خود داشته منكر تغيير شكل تدريجى موجودات زنده بوده ، و از طرفى چون مطالعات دانشمندان دربارهء فسيلها نشان مىداده كه حيوانات در ادوار مختلف هميشه به يك شكل و يكسان نبودهاند ، كوويه فرضيهاى را پيشنهاد كرده و از آن دفاع كرده و آن فرضيه اين بود كه معتقد شد به يك رشته انقلابات و سوانح ارضى و گفت انواعى كه در ادوار مختلف زمين شناسى مىزيستهاند ، در نتيجهء يك سلسله سوانح و بلاياى عمومى نابود مىشدهاند و در تعقيب آن خداوند ساكنين جديدى ( و البته كاملتر از دستهء قبلى ) براى جهان خلق مىكرده است . در شمارهء آذر ماه 1338 مجلهء سخن چاپ تهران ، در مقالهاى به قلم يكى از فضلاى تهران كه مجموع سخنرانيهاى مشاراليه است در انجمن صدمين سال انتشار كتاب بنياد انواع ، مىنويسد : « كوويه از مقايسه فسيلهاى جانداران گذشته ، به كمال تدريجى آنها در طى ادوار معرفة الارضى توجه يافته است ؛ و بعلاوه به اين نكته نيز پى برده كه جانوران هر دورهاى در اصول ساختمانى بدن با جانوران دورههاى قبل شباهت داشتهاند ؛ ولى
--> ( 1 ) Cuvier .